پنجشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۷

قطعه پازل منو شما ندیدی؟

یه چیزایی ، یه وقتایی
درست پیش نمیره
یه چیزایی ، یه وقتایی
داره پیش میره
اما درست نیست
باید وایسته
گاهی وقتا یه کارایی نهایت خریته
اما نمیدونم چیه ته دل آدم
که دوست داره خریت کنه
گاهی پازل آدمی قطعاتش نا مربوطه
انگاری فروشنده از قصد تیکه های چند تا بسته را با هم قاطی کرده
گاهی قطعه ها همه میزونن اما تو دوست داری چند تیکه را با بچه همسایه بغلی عوض کنی
هی دو تا از این دو تا از اون
به خودت که میای میبینی کل چیدمانت ریخته به هم
گاهی دوست داری شعر بگی
لغت پیدا نمیشه
گاهی دوست داری نقاشی کنی
رنگا در نمیاد
گاهی میخوای بغلش کنی، نیست
گاهی میخوای تنها باشی ، شلوغه

خدایا چرا همش یه جوریه؟
ناجور نیستا
اما خدایا بد جوری جور واجوره


مثل بازار پارچه ها
پراز رنگ و پولکه

گاهی جای ستاره ها
خواب پولک میبینی

گم میشی تو نورشون

(نکنه من گم بشم
شایدم گم شدم)

3 Comments:

At ۶:۵۶ قبل‌ازظهر, Blogger NeghNeghoo said...

:D

 
At ۱:۳۹ بعدازظهر, Blogger Mehran said...

اينو خيلي خوب اومدي:

خدایا چرا همش یه جوریه؟
ناجور نیستا
اما خدایا بد جوری

جور واجوره

مسافر كوچولو

 
At ۵:۰۷ بعدازظهر, Anonymous rah said...

khailyy dost dashtamm .. khailyy ghashang bood .. khailyy az tah del bood .. to tak take jomle hash moshakas bood... mercii

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home