چهارشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۶

جغد در باغ معلق میخواند



گیجم
احساس میکنم معلقم
تجسمم انسانیم که میخواد از پله ای بالا برود و اکنون در آن لحظه ای است که نه پایش بر پله پایینی است و نه بر روی پله بالایی.
من حس آن لحظه را دارم
معلقی
بی ایستایی

***
وقتی این حس بهم دست میدهد. خودم را دائم به در و دیوار میکوبم. دنبال یک چیزی میگردم که نمیدانم چیست
یه سر پناه. یه رفیق.یه هم صحبت که قضاوتم نکنه.
اینجور موقع ها در لحظه ای میخندم. لحظه بعد میخواهم زار زار گریه کنم.
و گاهی صورتم از سنگ بی احساس تر میشه.
اینجور موقع ها دلم بارون میخواد ، با یه موسیقی خوب.
دلم میخوا یه جایی باشم مثل جاده فیروز کوه، تخت و مستقیم، سوار ماشین . شیشه ها پایین صدای موسیقی بلند و ذرات بارون که بخوره رو صورتم.
اینجور موقع ها نه من تحمل بقیه را دارم و نه احتمالا بقیه تحمل منو.
هنوز گیجم.
سر کارم. و حس کار کردن نیست.
الان دلم میخواست تواین لحظه گوششی تلفن را بردارم به یکی زنگ بزنم و بگم ببین من حالم خوب نیست
و اون نخواد بگه : چی شده؟ هیچی نپرسه....فقط گوش کنه و حسم را حس کنه
من هیچ چیزیم نشده
هیچ اتفاق بدی نیفتاده
همه چیز مرتبه
فقط
من معلقم
.

********
تیتر برگرفته از شعر سهراب سپهری است
عکس از سایت photo.net

8 Comments:

At ۸:۵۶ بعدازظهر, Anonymous آشنايي با يك معلول قطع نخاع said...

سلام بر الهه خانم گل دوست عزيز و بسيار گرامي .
ممنون از لطف بي كرانتان .
كار سخت سخت چيه ديگه
مگه من گفتم ........
البت اين برداشت شما بخاطز گيجي
ولي گذاراست و زياد وضعيت سركار فجيع نيست
لذت بردن از اونچه كه داريد را فراموش نكنيد بخصوص تندرستي كه بزرگترين ثروت‌هاست
به همه با صداي بلند سلام كنيد

 
At ۱۱:۰۱ بعدازظهر, Anonymous دختر آفتاب said...

يه جاهايي از نوشته ات خيلي ملموس بود برام...
يه چيزي رو مي دوني!!؟ من هر وقت ميخوام از طبيعت عكس بگيرم نمي دونم چرا ناخودآگاه يادت مي افتم
مراقب دلت باش خانم عزيززز :*

 
At ۱۲:۵۷ قبل‌ازظهر, Anonymous گلابتون said...

سلام خانوم چی شده؟ دلتنگی ات زودی برطرف می شه انشالا، کمک خواستی ما هستیم :)
آی دی منو که داری..

 
At ۱۱:۱۹ بعدازظهر, Blogger shohreh said...

آورای عزیزم این احساس رو فکر میکنم همه گهگاه دارند . شاید وقتی که آدم بزرگتر میشه و تلخ و شیرین زندگی رو میچشه , احساس معلق بودن میکنه چون باید از دوره ایی از زندگیش دل بکنه و به دوره دیگه برسه . و در دوره جدید همه چیز غریبه ...نمیدونم شاید هم فقط از سر بی حوصلگی و روزمرگی باشه . در هر صورت برات آرزو میکنم که تا به الان بهتر شده باشی و دوباره با هردو پا بر روی زمین ایستاده باشی . سبزباشی نازنین .

 
At ۱۱:۱۹ بعدازظهر, Blogger shohreh said...

در ضمن میخواستم از طرف شهلا خانم شریف که بهم گفت لوگوی آرش رو بردارم به تو هم بگم که لوگو رو میتونی برداری اگر دوست داری . سبز باشی .

 
At ۳:۱۱ قبل‌ازظهر, Anonymous آزاده said...

راستش من تا حالا فکر میکردم خفاش معلق میخونه. جفد هم خوبه. خیلی دقت میکنه. حس شما هم قابل درک است. به من زنگ بزن گوش میکنم ;)

 
At ۱۱:۳۸ قبل‌ازظهر, Anonymous ری را said...

دقیقا چند روزی است که با تو هم حسم سر کار هستم اما...تمام یزهایی گفتی
مثل الان من هست
http://www.artay13y1380.persianblog.com/

 
At ۱۱:۴۹ قبل‌ازظهر, Anonymous نسیم said...

چه حرف دلم بود

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home