سه‌شنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۸۸

سالهاست كه هيچ نامه اي به مقصد نميرسد





ميشه برام نامه بنويسي؟

از همون نامه ها كه روي كاغذ با دست خط نوشته ميشه. بعدش تا ميشه و ميره توي يك پاكت. از همونها كه روش آدرس فرستنده و گيرنده داره. تمبر داره.

ميشه برام نامه بنويسي؟

از همون نامه ها كه بايد چندين روز منتظرش شد تا برسه. پستچي زنگ بزنه يا بندازه تو صندوق.

خيلي وقته ديگه كسي از اين نامه ها برام ننوشته. از اون نامه ها كه ميشه لاش گل خشك گذاشت. يا روي كاغذش جاي يك لب باشه. يا اينكه بوي عطر بده.

ميشه برام نامه بدي؟




خسته ام از اين نامه هاي الكترونيكي كه با فونت هاي كامپيوتري نوشته ميشه و در عرض چند ثانيه ميرسه .
داره يادم ميره كه در هواي انتظار خوندن دو خط از تو روزها جلوي پنجره بشينم. دل دل كنم . بال بال بزنم.
داره يادم ميره مزه شيرين انتظار

ميشه برام نامه بدي؟

نامه بنويسي. كه من براي باز كردنش مكث كنم. كه فكر كنم چرا اين رنگ خودكار و اين مدل پاكت را انتخاب كردي!كه بين دو تا انگشتام لمسش كنم. چشمام را ببندم و حدس بزنم چقدر برام نوشتي و چه چيز ديگه اي ممكن اون تو باشه.


ميشه برام نامه بدي؟

12 Comments:

At ۴:۳۴ بعدازظهر, Anonymous تارا said...

راست مي گي سالهاست براي منهم ديگه كسي نامه پست نمي كنه!؟

 
At ۶:۲۷ بعدازظهر, Anonymous روشنک said...

آدرس بده واست بفرستم.نامه‌های یک دوست ناشناخته هم خوندنش هیجان کمی نداره ها

 
At ۶:۳۶ بعدازظهر, Anonymous narges said...

واقعن مزه دارند .من سالها پيش با دوستانم خيلي نامه نگاري ميكرديم.هنوز دارمشون خوندن دوبارشون هم مزه داره.
نسيم ادرس بده برات نامه بفرستم:)

 
At ۸:۰۸ بعدازظهر, Anonymous سانی said...

کجاست کبوتر نامه رسان و باد سبا؟

 
At ۹:۴۶ بعدازظهر, Anonymous Mrs.Zigzag said...

واقعن اون نامه ها یه چیز دیگه بودن... لاقل آدم بعد از خوندنش فکر نمی کرد که شاید این نامه فورواردی باشه و برای همه یه نسخه ش رفته باشه!!

 
At ۱۰:۰۷ بعدازظهر, Anonymous دلا said...

پست قبلت نگران وغمگینم کرد آورا :(

 
At ۱۰:۳۱ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

این نقطه است که دارد برای آورا می نویسد !
ما را بردی به سالهای دبیرستانمان ! آن سالها که بورد نامه ها که مقابل دفتر مدرسه مان نصب بود ، مملو بود از نامه ها . و مقداری از زنگ تفریحمان صرف کنکاش در آنها و گشتن دنبال اسم خودمان !
ما را بردی به سالهای صندوقهای پستِ زرد ! به سالهای تمبر و پاکت ! به سالهایی که تمبر بازی می کردیم و کلکسیون تمبر داشتیم و بلوک تمبر داشتیم و تمبرهای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب و تمبرهای خارجی و داخلی و تمبرهای عید نوروز ، که چه گلهایی داشت و تمبر سید جمال الدین اسدآبادی که چه عمامه ای داشت !
ما را بردی به آن سالها که آلبوم خالی تمبرمان را پانصد تومان خریدیم و چه ولعی داشتیم در خریدش و آن را فروختیم به دو هزار تومان که چه ولعی داشتیم در فروشش !
ما قدر خیلی چیزها را نمی دانستیم آورا !
ما قدر خیلی چیزها را نمی دانیم آورا !
ما را به آن سالها بردی آورا !

پی نوشت : دیدیم در وبلاگ ویلی ، بعد از ما آپ کردید وبلاگتان را . قبلا" نیز عکستان را انگار کنار ویلی ایستاده بودید و لباس قهوه ای پوشیده بودید دیدیم (نمی دانم درست یادم مانده یا خیر ، شاید اصلا" شما نبودید!)
اما همهء اینها دست بدست هم داد تا بیایم اینجا و بخوانمتان ، و برایتان بنویسم .
که البته بسیار خوشم آمد از نوشته هاتان و احساسی که پشت این نوشته هاست .

 
At ۴:۰۵ قبل‌ازظهر, Anonymous طلا خانم said...

منم دلم نامه می خواد یا اینکه نامه هایی رو برام ، کبوترهای نامه رسان بیارند یا اینکه این بار پستچی منتظر بماند و سه بار زنگ بزند

 
At ۱:۵۷ بعدازظهر, Anonymous سنجاقک آبی said...

با روشنک موافقم. آدرس بده برات نامه بدم. کلی ماجرای هیجان انگیز هم برات می نویسم

 
At ۲:۰۵ بعدازظهر, Anonymous زن عمو said...

منتظر نامه هایم باش عزیزترینم
ازان دوستی که بابت آلبوم تمبر و یادگاری ها یادداشت لطیف گذاشته بود ممنونم رفتم لای برگ برگ نامه ها کارت پستال ها و آسوده بسان کودکی آرمیدم راست میگه ما قدر خیلی چیزها رو نداریم زود می خواهیم زودم دلمونو می زنه

 
At ۳:۴۸ بعدازظهر, Blogger MoHaMmAd said...

سلام ... همین چهار روز قبل برای دوستی که دلش برای نامه خواندن از دوستی تنگ بود نامه فرستادم؛ جالب نیست؟ رفتم پست تمبر خریدم. باید به اندازه 65 تومان تمبر می زدم نبود، تمبر صد تومانی چسباندم ... راست می گویی؛ دلهای زیادی است که تنگ دیروز و نشانه های دیروز است /// آورا جان! آن که نوشته بودم درسته مال جبران خلیل جبرانه. می گردم عین عبارت رو پیدا کنم. یادمه توی وبلاگم قبلی ام نوشته بودمش /// راستی تو چرا این قدر دریای حس دلتنگی شده ای؟ اجازه هست دل یک وبلاگ خوان قدیمی وبلاگت شور بزند؟

 
At ۷:۴۸ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

اگه بتونیم راهپیمایی روز قدس رو سبز کنیم یا به هر طریق کاری کنیم که جو امنیتی بر اون حاکم بشه، پیروزی بزرگی به دست آوردیم. بیایید راجع به این موضوع از همین امروز اطلاع رسانی کنید. توی تاکسی، اتوبوس، محله و هر جایی که هستید از مردم دعوت کنید که بیان. مثل همیشه سبز می پوشیم و قدم می زنیم و اگه متمرکز شدیم شعار میدیم. خواهشا لینک های دعوت به تجمع رو داغ کنید. روز قدس خیلی مهمه. همون جوری که باعث شدیم برای نماز جمعه یه امام جمعه جدید بیارن (و احتمالا هاشمی رو بردارن) حالا باید این روز رو هم که نظام ازش بهره برداری ایدئولوژیک می کنه به هم بزنیم.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home