دوشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۸

آره بارون میومد



در این هوای جهنمی دبی ذهن من بارون میخواد
به یاد بارانی که میامد


*************
آره بارون میومد
آره بارون میومد خوب یادمه،
مث آخرای قصه، که آدم می ره به رویا،
آره بارون میومد خوب یادمه...
زیر لب زمزمه کردم،
کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟
اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه،
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش،
آره بارون میومد خوب یادمه ...

آره بارون میومد خوب یادمه،
یه غروب بود روی گونه هات،
دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات،
اما فرقی هم نداره،
کار از این حرفا گذشته، دیگه قلبم سر جاش نیست،
آره بارون میومد خوب یادمه، آره بارون میومد خوب یادمه ...

خیلی سال پیش،
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست،
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات،
اونجا هم نشد بپرسم ...


آره بارون میومد خوب یادمه..........

برچسب‌ها:

2 Comments:

At ۷:۰۱ بعدازظهر, Blogger شهره said...

چه شعر زیبایی آورا جان . سبز باشی .

 
At ۵:۴۵ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

i like the song and the poem, both are wonderful, but i truly i hate Mehran modiri. I wished some one else has song this!
thank u:)

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home